نبرد دو مدعی جدی قهرمانی در فصل جاری لیگ برتر انگلیس، یک نبرد تمام عیار تاکتیکی بود که سرانجام نیز هیچ برنده ای نداشت اما شواهد و قرائن نشان می دهند که لیورپولی ها و یورگن کلوپ از این نتیجه تساوی، خشنودتر هستند.
دیدار حساس تیم های چلسی و لیورپول در ورزشگاه آنفیلد با تساوی ۱-۱ به پایان رسید. شاید با گل شدن پنالتی چلسی، سرنوشت صدر جدول بسیار زودتر از موعد تعیین می شد اما هنرنمایی سیمون مینیوله چنین اجازه ای را نداد.   لیورپول پس از ۳ باخت متوالی دردناک خانگی، چاره ای جز ارائه یک نمایش انتحاری نداشت.

نگاهی به نبرد تاکتیکی لیورپول و چلسی

لیورپول در غیاب دو مهاجم کلاسیک خود یعنی دنیل استاریج و دیووک اوریگی، عملاً به حرکات روبرتو فیرمینو در خط حمله چشم دوخته بود. استارت های تند و تیز فیرمینو به ویژه در نیمه اول باعث می شد که هم تیمی هایش به حمایت و تبعیت از او، وادار به پیش روی شوند و بازیکن های چلسی را در نیمه زمین خودی محبوس کنند. مایکل کاکس نویسنده گاردین می گوید که «نیمه اول این مسابقه را باید در پرسینگ بالای لیورپول، دفع توپ های مدام از سوی مدافعان چلسی و تکرار حملات پی در پی تیم میزبان خلاصه کرد.»

نویسنده گاردین اعتقاد دارد که میزان کم مالکیت توپ یاران چلسی در نیمه اول، یک تاکتیک عامدانه از جانب آنتونیو کونته بود. این مربی فکور ایتالیایی می خواست تا بازیکن هایش با زدن توپ های بلند، همچنان در جلوی پرسینگ شدید لیورپولی ها استقرار یابند. بر خلاف جریان بازی، یکی از همین توپ های بلند به ادن هازارد رسید که او با گرفتن خطایی مشکوک در یک منطقه مناسب، موجبات تک گل چلسی توسط داوید لوئیز را دقیقاً بر خلاف جریان بازی، فراهم آورد.

در بسیاری از دقایق بازی، تاکتیک تیم چلسی بیش از این که ۳-۴-۳ باشد، ۱-۴-۵ به نظر می رسید. عملاً خبری از نفوذهای همیشگی مارکوس آلونسو و ویکتور موزس از جناحین نبود و این دو بازیکن به ۳ مدافع چلسی اضافه شده تا ساختار دفاعی ۵ نفره را بسازند و بدین ترتیب، مقدار فضاهای خالی درون یک سوم دفاعی چلسی را به حداقل ممکن تقلیل دهند. ویلیان نیز به پدرو در بال راست ترجیح داده شد تا جلوی جیمز میلنر قرار بگیرد. ویلیان در دوران آنتونیو کونته از یک اسلحه هجومی خطرناک تبدیل به یک گزینه تاکتیکی سخت کوش شده است.


هنگامی که چلسی در نیمه اول، عقب نشینی کرده بود، فضای بسیار مناسبی در خط هافبک برای بازیکن های لیورپول به وجود آمد. به همین دلیل، نفوذهای جیمز میلنر از جناح چپ افزایش یافت اما ناتانیل کلاین به علت ترس از ضد حملات چلسی و برای مهار ادن هازارد، احتیاط بیشتری برای نفوذ از جناح راست داشت. جوردن هندرسون در میانه میدان یکی از بهترین بازیکن های لیورپول بود که در مجموع ۸۹ پاس فرستاد. تعداد پاس های هندرسون، حداقل ۱۹ بار بیشتر از سایر بازیکن های درون میدان بود و اوج هنر کاپیتان قرمزها، در ارسال پاس های قطری به جناحین زمین عیان می شد. لیورپول یک بازی مالکانه را در دستور کار قرار داد و طی ۱۵ دقیقه نخست بازی، ۸۱% مالکیت توپ در اختیار قرمزها بود. مثلث خط هافبک لیورپول به جز امره چان، دو ضلع قدرتمند و مؤثر یعنی هندرون و واینالدوم را در اختیار داشت. عملکرد امره چان در این بازی به شدت مورد انتقاد لیورپولی ها واقع شد.

در صحنه گل تساوی لیورپول نیز، کاپیتان «هندو» به خوبی توانست میلنر را پیدا کند که از کمند ویلیان رهیده بود و در نهایت همین توپ در داخل محوطه جریمه چلسی به جورجینیو واینالدوم رسید. در مجموع چلسی تمایل زیادی برای ارائه یک فوتبال تهاجمی به قصد کسب پیروزی نداشت. آنتونیو کونته به خوبی می دانست که لیورپول هیچ چیز برای از دست دادن، نداشته و باید در آنفیلد جبران مافات کند. ترفند اصلی کونته، اتکاء به ضد حملات بود و اتفاقاً این حربه سرمربی ایتالیایی چلسی به خوبی عمل کرد و دیگو کاستا یک ضربه پنالتی را از جوئل ماتیپ گرفت. اگر این ضربه پنالتی خراب نمی شد، اکنون می توانستیم با قاطعیت بیشتری از قهرمانی احتمالی چلسی در لیگ سخن بگوییم.

عملکرد انگولو کانته را نباید نادیده انگاشت. او نقشی پُر رنگ در توپ گیری و توپ ربایی از یاران حریف داشت. کانته با ۱۶ تکل در این بازی، رکورد فصل جاری مسابقات لیگ برتر را در این زمینه شکست. برای اولین بار در این فصل، آنتونیو کونته سرمربی چلسی به قصد کسب یک امتیاز (و نه سه امتیاز) راهی زمین شد و در نهایت نیز به دومین تساوی چلسی در لیگ و نخستین تساوی آبی ها از ماه سپتامبر به بعد دست یافت. چلسی در اغلب مسابقات پیشین، با تکیه به نفوذ بال ها از جناحین و یک خط مشی تهاجمی بازی می کرد اما آبی ها در آنفیلد یک تیم محتاط تر و در عین حال حرفه ای تر نشان دادند و به قول مایکل کاکس نویسنده گاردین، ذائقه ایتالیایی شاگردان آنتونیو کونته گُل کرده بود!

الکس کبل نویسنده triballfootball معتقد است که لیورپولی ها قصد رونویسی از مشق تاتنهام را داشتند که چند هفته قبل با تکیه بر سیستم ۳-۴-۳ توانست چلسی را تسلیم کند. وی فاصله بین خط هافبک چلسی (انگولو کانته- نمانیا ماتیچ) با خط دفاعی ۳ نفره آنها را پاشنه آشیل شاگردان آنتونیو کونته در این بازی دانست. به نظر این کارشناس فوتبال، حربه اصلی قرمزها در نیمه اول بازی، استفاده روبرتو فیرمینو از توپ های دوم  بود و تک گل لیورپول از همان ناحیه ای به ثمر رسید که هر دو گل تاتنهام مقابل چلسی نیز از این بخش زمین تدارک دیده شده بود.

چرا یورگن کلوپ راضی تر از آنتونیو کونته است؟

جالب این که پس از چند روز از گذشت این بازی، همچنان بحث های کارشناسی در محافل فوتبال مطرح است و بسیاری از افراد صاحب نظر معتقدند که یورگن کلوپ از این یک امتیاز بسیار خشنودتر از آنتونیو کونته می باشد. در ادامه به موشکافی همین موضوع می پردازیم که اساساً چرا این یک امتیاز با توجه به جریان بازی، برای کلوپ راضی کننده تر از کونته بود. میگل دلینی نویسنده ارشد روزنامه ایندپندنت یکی از همین کارشناس ها است.

یورگن کلوپ درباره عملکرد تیمش مقابل چلسی گفت:

من بارها گفته ام که ترجیح می دهم تیمم مثل همین مسابقه، خوب بازی کند و یک امتیاز بگیرد تا این که بد بازی کند و ۳ امتیاز بگیرد!

در واقع یورگن کلوپ در این زمینه با مربیان دیگری همچون لوئیز فن خال، برندن راجرز و روبرتو مارتینز هم عقیده است. این نوع مربیان، تئوری «فرایند تاکتیکی و فنی» را به واقعیت «نتایج» تیم های خود ترجیح می دهند. البته که این جمله کلوپ یکی از بزرگ ترین معماهای فوتبال است و شاید عده کثیری از هواداران لیورپول، با او هم عقیده نباشند. مربیان همسو با کلوپ معمولاً نگاهی به دراز مدت داشته و روند کسب نتیجه را به تنهایی یک ملاک مناسب برای موفقیت یا ناکامی نمی دانند اما حساب هواداران کاملاً جداست. هواداران لیورپول تا همین یک ماه قبل نیز امیدهای زیادی به قهرمانی نوبرانه تیم محبوبشان در لیگ برتر داشتند و می توان حدس زد که اغلب آنها با این تئوری کلوپ موافق نیستند.

لیورپول، رابین هود جدید انگلیسی ها!

اگر چه لیورپول در این بازی به پیروزی نرسید، اگر چه پنالتی دیگو کاستا گل نشد، اگر چه سیمون مینیوله در لحظه ضربه داوید لوئیز سوت داور را نشنید، اگر چه برخی معتقدند که لیورپول با خوش شانسی از شکست گریخت، اما باید اعتراف کنیم که قرمزها از لحاظ تاکتیکی چربش قابل ملاحظه ای به یک تیم تمام عیار همچون چلسی داشتند. این نتیجه تساوی، فقط یک امتیاز برای کلوپ و شاگردانش نداشت بلکه به آنها یک انرژی مضاعف و روحیه برتری طلبی تازه ای داد. به هر حال ژانویه سیاه برای لیورپول به پایان رسید و قرمزها به دنبال بازگشت به روزهای اوج هستند.


برخی می گویند که تمرینات فیزیکی سنگین کلوپ در اوج مسابقات فشرده کریسمس، موجب خستگی بدنی بازیکن های لیورپول و چنین نتایجی در ژانویه شده اما دیدار با چلسی یک نقطه عطف برای کلوپ و تیمش خواهد بود. حالا لیورپول هم سادیو مانه را دارد و هم فیلیپه کوتینیو را. این یعنی که زندگی برای لیورپول همچنان در جریان است. کلوپ سه چیز را از بازیکن هایش می خواهد؛ «آمادگی»، «شور» و «حرص». لیورپول طی چند ماه اخیر یک روند «رابین هودی» را در پیش گرفته است! قرمزها یقه تیم های بزرگ را می گیرند و به تیم های کوچک امتیاز می دهند.

آیا ممکن است تیمی به جز چلسی قهرمان شود؟

اما روزهای سخت چلسی ادامه داشته و شاگردان آنتونیو کونته باید در مسابقه بعدی لیگ به مصاف آرسنال بحران زده در ورزشگاه استمفورد بریج بروند. کونته قول داده که رویکرد چلسی در بازی مقابل توپچی ها متفاوت و کاملاً هجومی باشد. هنوز هم تیم های مدعی تعقیب کننده چلسیِ صدرنشین یعنی لیورپول، تاتنهام، آرسنال، منچستر سیتی و منچستر یونایتد نباید از قهرمانی ناامید باشند چرا که منچستر سیتی در فصل ۱۲-۲۰۱۱ توانست فاصله ۸ امتیازی با همشهری اش را جبران کرده و یک قهرمانی تاریخی را در لیگ برتر به دست بیاورد.

در فصل ۹۸-۱۹۹۷ نیز منچستر یونایتد در ماه فوریه، ۱۱ امتیاز از آرسنال عقب بود ولی شیاطین سرخ سرانجام قهرمان آن فصل شدند و یا حماسه دیگر یونایتدی ها را به یاد آورید که فاصله ۱۲ امتیازی خویش با نیوکاسل یونایتد در فصل ۹۶-۱۹۹۵ را جبران کرده و یکی از عجیب ترین قهرمانی های خود با سر الکس فرگوسن را جشن گرفتند. پس نباید قهرمانی چلسی را مسجل بدانیم و کونته از این مطلب، بهتر از هر کسی آگاه است.